متوجه شدم که خیلی از چیزها را نباید گفت. نباید توضیح داد و نباید در موردشان بحث کرد. فقط باید تجربهشان کرد. فقط باید آنها را زیست. انگار که نور آن حقیقت تنها تو را گرم میکند. و هر کس تا اندازهای میتواند راه حقیقت را بپیماید. آری، حقیقت دستیافتنی نیست. فقط میتوان آن را جستوجو کرد،..
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
آیا میتوان عاشق و معشوقی را در نظر گرفت که بلد هستند بنشینند و با همدیگر سکوت کنند؟! آخر، چه نیازی به حرف زدن در این دنیای شلوغ!
فیلمی که امروز دیدم 3Iron ساخته کارگردانِ مشهور آسیای شرق کیم کی دوک بود. یک تجربه خوب و دلپذیر. کیم کی دوک درباره این فیلم گفته است که :"همهی ما شبیه به خانههایی خالی هستیم، منتظر کسی که قفلمان را باز کند و برایمان آزادی به ارمغان آورد."
*. 3Iron، کیم کی دوک، سینمای کره جنوبی، 2004.
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری
دنیای من چقدر فاصله دارد با دنیای دیگر آدمها. چقدر سخت است بین آدمهایی باشی که دنیایشان را از تار و پود دیگری ساختهاند. دنیای آدمهایی که به ارزشهایشان فکر نکردهاند و فقط به سرعت پیش رفتهاند. همه چیز دارند، اما باز بیشتر و بیشتر میخواهند. باید یاد بگیرم که آرام قدم بردارم در میان آدمهایی که نمیدانند برای چه اینقدر عجله دارند. باید یاد بگیرم که سکوت کنم و بیشتر لبخند بزنم در دنیای آدمهای سرگردان. من بین این آدمها غریبهام، من اینجا غریبهام.
*عکس: رابرت دنیرو در فیلم راننده تاکسی.
برچسب:
نویسنده: پرهام صفری